{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
put in place
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۱ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اجرا کردن - اعمال کردن - پیاده سازی کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
پیاده سازی کردن، اجرا کردن
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
اجرا شدن
معنی put in place, معنی حعف هئ حکشرث, معنی put in place, معنی اصطلاح put in place, معادل put in place, put in place چی میشه؟, put in place یعنی چی؟, put in place synonym, put in place definition,
معنی uncoditioned
,
معنی bottle feeding
,
معنی برهم کنش تبادلی
,
ترجمه برهم کنش تبادلی
به انگلیسی,
معنی کاهش ریپل گشتاور
,
ترجمه کاهش ریپل گشتاور
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی